rabi1

شهید علیرضا متولی

532 مرتبه خوانده شده
نام :عليرضا
نام خانوادگي : متولي
پاي صحبتهاي مادر
من هر چه از عليرضا بگويم كم گفتم ، بسيار مؤمن ، متعهد ، مهربان ، صرفه جو و فداكار و درسخوان بود . روزي در مدرسه يكي از دوستانش او را هل داده بود و او به زمين افتاده بود ،دو تا از دندانهايش شكسته بود . وقتي مدير مدرسه از او سؤال كرد كي اينكار را كرده ، گفت : تازه اگر هم بگويم ، مگر براي من دندان مي شود .
من و پدرش به داشتن همچنين فرزندي افتخار مي كرديم .وقتي ديپلمش را در رشته رياضي فيزيك گرفت دو تا دانشگاه هم قبول شده بود هم شيراز وهم تهران ولي با اين وجود رفتن به جبهه وجنگ رابه رفتن به دانشگاه ترجيح داد .
او در مسجد قدس فعاليتهاي فرهنگي زيادي مي كردولي اصلاً نمي گفت چه كار ميكند من بعد از شهادتش فهميدم كه كي بود وچه مي كرد . به من نگفته بود كه در سپاه چه مي كند و حتي نمي دانستم كه رسمي هم بوده است . اصلاً انگار كه براي اين دنيا متولد نشده بود و واقعاً لايق دنيايي ديگر بود . هيچ وقت دوست نداشت كسي از او تعريف كند .
بعد از شهادت عليرضا زماني كه ما منزلمان را عوض كرده بوديم . يكي از دوستان تعريف مي كرد ، مي گفت : اطلاع نداشتم كه منزل را فروختيد ، شبي خواب ديدم كه داشتم مي آمدم منزل قبلي شما كه ديدم ، عليرضا ايتاده سر كوچه ،گفتم : چرا اينجا ايستادي ،گفت : مامان خانه را فروخته بيا بريم تا منزل مامان را به تو نشان بدهم .
هديه اي به نام عليرضا
پسر بزرگم صاحب بچه نمي شدند ، شبي عليرضا را خواب ديده بود ، در حالي كه بچه اي در
آغوشش بود و آن بچه را به او داده و گفته بود كه اسمش را عليرضا بگذاريد. كه بعد از اين خواب خدا به آنها بچه اي داد و آن بچه عليرضا ناميده شد .
مراعات
براي عليرضا ايام عيد و غير عيد فرقي نداشت . (از لحاظ پوشش ظاهري ) هميشه مي گفت : اگر لباس زيبايي بپوشم وكسي آن را ببيند و توانايي خريد لباس را نداشته باشد و آهي بكشد من چه كنم؟
از مادر شهيد سؤال شد كه : بعد از شهادت فرزندتان (به علت مسائل ومشكلات روز )موضوعي باعث شده تا پشيمان بشويد كه چرا فرزندتانرا به جبهه فرستاده ايد ؟
جواب :خير ، اگر 5 تا پسر داشتم همه آنها را با رضايت به جبهه مي فرستادم ، چون شهيدان راه امام ، راه انقلاب را انتخاب نمودند و 100 تاي آنها فداي يك تار موي امام
پيام مادر شهيد براي جوانان : راه شهدا را ادامه دهيد . كاري نكنيد كه خدايي نكرده امام و رهبر را ناراحت كنيد .
نكته
-گويا عليرضا در جبهه پشت كوهها مسئوليت تفحص را به عهده داشته و جسدهاي شهدا را پيدا مي كرده. هميشه مي گفت : مامان اگر روزي شهيد شدم و گمنام بودم بگذاريد كه گمنام باقي بمانم . هيچوقت هم دوست نداشت كه بعد از شهادت كوچه را به نام او نامگذاري كنيم .
-لازم به ذكر است كه شهيد عليرضا متولي فاقد جسد بوده و عبارتي مفقود الجسد هستند .
- اينطور كه دوستان عليرضا نقل كردند : عليرضا مرخصي گرفته بود تا به تهران بيايد ، ولي چون سر جاده ماشين گير نيامده بود تا او را به تهران برساند برگشته بود و مثل اينكه همان موقع عملاتي پيش آمده بود و اين باعث شد كه علي رغم اصرار دوستان براي رفتن به مرخصي از رفتن به تهران منصرف شود به تهران منصرف شود و در همهن عمليات به شهادت برسد .
چاپ صفحه

مراسم بعدی

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.
مراسم جشن میلاد سرداران کربلا
سخنران: حجت السلام ارسطو زاده
مداح : کربلایی حمید عرب خالقی
از اذان مغرب عشاء
در حسینیه محب الشهداء

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

افراد آنلاین

7 کاربر آن‌لاين است (1 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب)

عضو: 0
مهمان: 7

بیشتر...