rabi1

شهید سید مهدی محسنی

651 مرتبه خوانده شده
نام : سيد مهدي
نام خانوادگي : محسني
تاريخ تولد : 1342
سخنان زير از زبان مادر بزرگوار شهيد نقل شده است :
سيد مهدي در سال 1342 متولد شد . دوره ابتدايي را در مدرسه اسلامي ارجمندي به پايان رساند . دوران نوجواني ، علاوه بر تحصيل به فعاليتهاي فرهنگي مي پرداخت . پس از گرفتن ديپلم قرار بود كه در يكي از دانشگاههاي هندوستان ادامه تحصيل بدهد ، كه مصادف شد با شب اول مهر كه به فرودگاه حمله كردند . وي با ديدن اين اوضاع از رفتن منصرف شد و به قولي خود را براي دانشگاه عشق آماده مي كرد . مدت 7 ماه در پادگان امام حسين (ع ) دئره آموزشي را طي كرد كه بعد از يك سال به استخدام رسمي سپاه در آمد .
تواضع : هميشه خود را كوچكترين عضو سپاه مي دانست . به او مي گفتم: اگر روزي من بخواهم براي تو به خواستگاري بروم ، بگويم شغل پسرم چيست ؟ مي گفت : مامان بگو جاروكش سپاه است !
آغاز خصومت : وقتي كه از طرف سپاه براي رزمنده ها تقاضاي پتو كرده بودند ، بعد از فرستادن پتئها مثل اينكه به دست رزمنده ها نرسيده بود و تحقيق كردند تا اينكه در كوههاي كردستان متوجه شدند كه
پتوهاي فرستاده شده بار شترها هستند و به طرف مرز عراق در حركت
هستند . از اينكه جلوي اين نا حقي ايستاده بود ، سر مخالفت با او باز شد و حتي برايش نامه اي فرستاده بودند و در ان از سيد مهدي خواسته بودن تا در كارهايشان دخالت نكنند .
يك خاطره : يك روز عكسي از مهدي ديدم كه پشت تريبون در حال سخنراني بود . از او پرسيدم اينجا كجاست كه سخنراني مي كردي ؟ در پاسخ گفت : من كي باشم كه بخواهم سخنراني كنم ! بلند گوي خالي ديدم ، به بچه ها گفتم من مي روم پشت تريبون يك عكس از من بياندازيد .
در صورتي كه اين حرفها را از روي تواضعي كه داشت مي زد . بعدها متوجه شدم كه در سپاه سخنراني هم داشته است .
فال : شب قبل از شهادتش بدون اينكه من و يا همسرش بفهميم يك ضبط صوت گذاشته بود پشت من و ديوان حافظ را داد به من و از من خواست تا براي او و نجمه السادات ( دختر 2 ماهه اش) يك فال بگيرم .
فالي كه براي سيد مهدي گرفتم اين بود :
خرم آن روز كزين منزل ويران بروم
در فالي كه براي نجمه السادات گرفتم از يتيمي و بي كسي گفته بود .
همسر سيد مهدي بسيار ناراحت شد ، چون به حقيقت فال پي برده بود .
نحوه شهادت : سيد مهدي هر روز اولين نفري بود كه وارد محل كارش مي شد و آخرين نفري بود كه از محل كار خارج مي شد . آن روز هم
اطاقي مهدي زودتر آمده بود ( او يكي از افراد گروهك فرقان بود و
هميشه به سيد مهدي حسودي مي كرد ) همين انسان از خدا بي خبر ابتدا چاقو را در قلب سيد مهدي و سپس در شكمش فرو برده و او را به شهادت رساند . پيكر سيد مهدي تكه تكه شده بود و واقعاً مظلومانه به شهادت رسيد .


چاپ صفحه

مراسم بعدی

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.
مراسم جشن میلاد سرداران کربلا
سخنران: حجت السلام ارسطو زاده
مداح : کربلایی حمید عرب خالقی
از اذان مغرب عشاء
در حسینیه محب الشهداء

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

افراد آنلاین

7 کاربر آن‌لاين است (1 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب)

عضو: 0
مهمان: 7

بیشتر...