rabi1

شهید علیرضا محمدی

1425 مرتبه خوانده شده
نام : عليرضا
نام خانوادگي : محمدي
تاريخ تولد : 1347
سال اعزام به جبهه : 1362
تاريخ شهادت : 13/2/65
محل شهادت : فكه
مختصري از زندگيناممه شهيد :
عليرضا محمدي جوان متعهدي بود كه در خانواده اي مذهبي در سال 1347 چشم به جهان گشود ، دوران كودكي را در آغوش پر مهر خانواده به سن هفت سالگي رساند تحصيلات خود را تا دوم راهنمايي پيش برد و در تمام اين ايام در فعاليتهاي انقلابي كوشش پيگيري داشت تا آنكه به دنبال ترك تحصيل به كار مشغول شد . در دوران نخست وزيري شهيد رجائي و رياست جمهوري او بسيار فعال بود . تمام ايم فكر و ذكرش مشغول جانبازان جبهه ها و ايثارگري آنان بود تا در پي اين شور و شوق با مخدوش كردن شناسنامه خود تاريخ تولدش را به 1354 تغيير داد و با گرفتن فتوكپي و ارئه آن به مسئولان موفق شد در سال 1362 به جبهه برود . مدتي در گيلانغرب مشغول به دفاع و ياري ديگر همرزمانش بود و مدت كوتاهي به منزل آمد ، ولي ديگر محيط خانه و شهر وديار برايش مفهومي نداشت تا اينكه مجدداً به جبهه بازگشت . شهيد محمدي هميشه كلامي بر زبان داشت كه ما در مقابل خون شهيدان شرمنده هستيم .
ايمي كه پدرش در جبهه كردستان بود ، او و برادرش حميد روز شماري بازگشت پدر را ميكردند كه به محض بازگشت ، نگذارند پدرشان به جبهه برود و اين وظيفه مهم را حق خود مي دانستند .
در سال 1364 پس از بازگشت والدينشان از خانه خدا ، دو برادر به اتفاق ديگر جوانان بسيجي محل (شهيد مصطفي مقدم ، شهيد مرتضي سازمند ، شهيد حسين لقماني ، شهيد حميد رضا خداورديان و برادر جانباز احمدي ) به جبهه رفتند و پس از مدتي تمرين و عمليات رزمي به مرخصي آمدند و ضمن ديدار با پدر و مادر ، از آمادگي خود براي حضور در خط مقدم صحبت مي كردند و براي رفتن عازم بودند . دو روز قبل از حركت ، عليرضا دستانش را حنا گرفته بود و چون از او سؤال شد چه مي كني ؟ گفت : سنت رسول ا000 است كه اگر شهيد شدم با اين سنت باشم . از پدر و مادر اجازه رفتن خواستند . هنگام بدرقه كلام پدر ياري دهنده و قوت قلب بود . پدر گفت : نيت شماها براي رضاي خدا باشد ، عليرضا سؤال مي كند بابا اگر شهيد بشوم چه ؟ پدر مي گويد : ان شاء ا000 پيروز مي شويد ، فرزندانم ! شهادت افتخار است .
عليرضا در شبي كه فرداي آن روز عازم خط مقدم بود ، خوابي ديد و براي مادرش تعريف مي كرد و مي گفت : خواب ديدم در تاريكي شب پشت خاكريز عراق هستيم و دشمن با نيروي زياد و صلاح مدرن آماده است و ما مي ترسيم . در همان لحظه سوار سفيد پوشي با شمشير برهنه از سمت راست خاكريز ظاهر شد و گفت : نترسيد من آمدم و آنها را به زمين مي ريخت .
شهيد محمدي و برادرش حميد رضا به جبهه فكه رفتند و پس از حماسه آفرينيها ، آنطور كه فرمانده دسته آنها به نام برادر خلج كه خود ايشان هم در عمليات مجروح شد تعريف كرد ، دقيقاً در همان خاكريزي كه خواب ديده بود و پس از عبور از سيمهاي خاردار و ميدانهاي مين عراقي در تاريخ 13/2/65 به افتخار شهادت نائل گشت و خداوند دعايش را كه خواسته بود اسير و معلول نشود را اجابت نمود . روحش شاد و راهش پر رهرو باد .

فرازهايي از وصيتنامه :
اي پدر و مادرم ، خواهرم و برادرانم اميدوارم كه از رفتن من ناراحت نباشيد ، چونكه رضاي خدا در آن است .اسلام خون مي خواهد ، حسين (ع ) خون داد ، علي (ع ) خون داد ما كه قابل نيستيم .
از شما مي خواهم كه براي من گريه و زاري نكنيد ، به قول شهيد جواد صاحب الزماني دلتان به حال ما نسوزد ، دلتان به حال خودتان بسوزد . براي من گريه نكنيد ، براي خودتان گريه كنيد . چون ما هم داماد مي شويم هم سعادتمند .
راستي مي دانيد شهيد يعني چه ؟ يعني شاهد . ما بر همه چيز شاهد و مشهود هستيم .
سلام ما را به امام امت اين پيرجماران برسانيد .
نماز جمعه ها را برويد و اين مكانها را پر كنيد ، چون هراس دشمنان از نماز جمعه ها ست . خلاصه اسلام را به شما مي سپاريم ، مبادا از دستش بدهي
گفتگو با مادر شهيد عليرضا محمدي
عليرضا در پانزدهم رمضان سال 47به دنيا آمد و براي من جالب بود كه پانزدهم رمضان سال65 به شهادت رسيدند از همان اوايل كودكي در كلاس هاي حفظ قرآن و سرود شركت مي كرد و هميشه تك خوان سرود بود بسيار مؤدب و مفيد به اجراي احكام دين بود . با مخالفان ولايت به شدت برخورد مي كرد آرزوي او اين بود كه نه مجروه شود نه اسير چون شيفته شهادت بودوخوشحالم كه به آرزوي خود رسيد.
ديدار رهبر عزيز از خانواده شهيد:
در تاريخ 70/9/19ساعت 6:15عصر
ايشان يك سبد گل رز،يك قرآن با امضاي خود يك عكس از امام راحيل،سه ربع سكه با آرم بنياد شهيد كه در كيسه سبزي بود اهدا كردند.
چه پيام و يا نصيحتي براي جوانان داريد؟
من مي خواهم بگويم كه اگر ولايت را قبول نداشته باشيم هيچ چيز نداريم .وخدا توفيق بدهد كه قدر انقلاب را بدانيم و واقاً كاري بكنيم كه در مقابل شهدا شرمنده نباشيم.
چاپ صفحه

مراسم بعدی

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.
مراسم جشن میلاد سرداران کربلا
سخنران: حجت السلام ارسطو زاده
مداح : کربلایی حمید عرب خالقی
از اذان مغرب عشاء
در حسینیه محب الشهداء

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

افراد آنلاین

7 کاربر آن‌لاين است (1 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب)

عضو: 0
مهمان: 7

بیشتر...