rabi1

شهید حسن منزوی

1291 مرتبه خوانده شده
نام:حسن
نام خانوادگی:منزوی
نام پدر:مهدی
تاریخ تولد:12/04/1343
تاریخ شهادت:16/08/1361
محل شهادت:ایلام-مهران
نام عملیات:بیت المقدس
نشانی مزار:بهشت زهرا،قطعه28،ردیف23،شماره3
زندگينامه :
شهيد منزوي روز 28 صفر سال 1343 به دنيا آمد (شهادت امام حسن (ع)) به همين دليل حسن ناميده شد ، به قول مادر شهيد : حسن بچه محرم و صفر بود و 28 صفر سال 61 روز چهلم شهادتش بود . وي يكي از اعضاي فعال بسيج مسجد امام جعفر صادق (ع) بود . او با توجه به اين مسئله كه اسلام نياز به آموزش نوجوانان دارد در صدد تحقق به اين امر مقدس بر آمد و اقدام به تشكيل گروه شكوفه هاي انقلاب كرد و به آموزش و پرورش نوجوانان پرداخت . در سال تحصيلي 60-59 در آستانه ورود به سال سوم دبيرستان با توجه به نياز جامعه نوپاي انقلاب در زمينه هاي ارشادي و تقويت خط مشي اسلامي خود براي تحصيل در علوم ديني و سياسي راهي حوزه علميه قم شد و در آنجا به تحصيل پرداخت . حسن در حين فراگيري علوم فقهي به خواندن دروس دبيرستاني خود نيز ادامه داد و پس از گذشت يك سال تلمذ در حضور اساتيد حوزه علميه براي اخذ پايان نامه تحصيلي به تهران بازگشت و مشغول به تحصيل در يكي از دبيرستانهاي تهران شد و در خلال آن نيز به ادامه فراگيري علوم فقهي و دروس عربي نزد حجت الاسلام قزويني پرداخت تا موفق به دريافت مدرك فارغ التحصيلي شد ،در تابستان 61 بنا بر فرمان امام و حضرات رجال مبني بر تعطيلي علوم حوزه هاي طلاب براي تقويت جبه هاي نبرد حق عليه باطل ، حسن مهياي ثبت نام در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شد و در 12 محرم عازم جبهه شد و كمتر از يك هفته در روز يكشنبه 16/8/61 به اخذ فوز عظيم شهادت نائل آمد . روحش شاد و راهش پر رهرو آمد .
برادران بسيج نقل مي كنند : شب عاشوراي قبل از شهادتش بود . اغلب برادران به جهت مراسم احيا و عزاداري براي پاس نيامده بودند ، اما حسن به موقع خود را براي پاس رساند در جواب برادري كه گفته بود : ما هم بايد امشب به عزاداري مي پرداختيم ، گفت : من امشب مي خواهم مثل حضرت عباس (ع ) پاس بدهم .
از زبان مادر شهيد : حسن قبل از شهادت اتاقش را جمع و جور كرده بود ، نوارهايش را هم مرتب كرده بود و ساعتي كه مي خواست به جبه برود به من گفت كه يك نوار قرمز براي شما پر كرده ام . نوار شامل سرودهايي بود كه خودش خوانده بود ، آخرين سرودش هم سرود شهادت بود . بعد از شهادت حسن، از نوارهايي كه خانواده ها براي من مي آوردند متوجه شدم كه چه مراسمهايي اجرا مي كرده ( سرودهاي انقلابي ، دعاي كميل ، توسل و ...) و من تا آن روز اطلاعي نداشتم . از زبان مادر شهيد : كنار جنازه حسن نشستم چقدر زيبا خوابيده بود ، چنان خنديده بود كه دندانهايش پيدا بود . انگار يك تكه نور بود ، بوسيدمش ،نوار سبزي ( يا زهرا (س )) كه بنا بود به سرش بسته باشد به گلويش بسته شده بود ، نوار سبز را بلند كردم و ديدم گلوي حسن مانند گلوي حضرت علي اصغر (ع ) سوراخ و زخمي شده است .
از زبان برادري كه در دقايق آخر زندگي حسن ناظر پر كشيدن او بود :
حدود ساعت ده صبح بود كه طبق اهداف تععن شده ما به جاده اي كه سطح آن بالاتر از سطح دشت عملياتي بود نزديك مي شديم ، تا اين موقع حسن به عنوان كمك آر ـ پي ـ جي زن نيز فعاليت مي كرد . بر اثر نزديك شدن تانكهاي دشمن و شدت اصابت خمپاره ها دو آر ـ پي ـ جي زن گروه به شهادت رسيدند كه حسن بلافاصله آر ـ پي ـ جي را برداشت و بر روي جاده قرار گرفته تا تانكهاي نزدك شده را مورد هدف قرار دهد ، كه ناگهان از چند جهت مورد اصابت گلوله تانكهاي ديگر كافران بعثي قرار گرفت و بر زمين افتاد . شايد دقيقه اي تا شهادتش طول كشيد ، ابتدا خوني كه از بيني اش مي آمد را با انگشتانش پاك كرد و سپس با نگاهي به آن لبخند رضايتي زد و شروع به تلاوت سوره هاي كوچك قرآن نمود ، بعد ذكر يا مهدي(عج) يا مهدي (عج) بود كه به خاموشي گرائيد .
ـ حسن منزوي براستي حسن بود و منزوي . حسن يعني نيكو و منزوي بود ، منزوي از همه پليديها و آراسته به حسن و خوبي .ـ پاي در قم نهاده بود ، لذا قيام گر بود و گامي در فيضيه گذارده بود ، لذا پر فيض بود .
ـ طلبه بود . طالب علم ، طالب فضيلت ، طالب شهادت حسيني بود .
ـ روحاني بود يعني روحش پيوند خورده بود با روح الله ، لذا به فرمان روح خدا حركت كرد تا روحش به ملكوت اعلي بپيوندد و در رضوان الله و سعادت ابد بيارامد .

چاپ صفحه

مراسم بعدی

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.
مراسم جشن میلاد سرداران کربلا
سخنران: حجت السلام ارسطو زاده
مداح : کربلایی حمید عرب خالقی
از اذان مغرب عشاء
در حسینیه محب الشهداء

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

افراد آنلاین

7 کاربر آن‌لاين است (1 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب)

عضو: 0
مهمان: 7

بیشتر...